۱۳۹۸ مرداد ۷, دوشنبه

اعتقادنامه مسيحي


من ایمان دارم به خدای پدر قادر مطلق
خالق آسمان و زمین و به پسر یگانه او، خداوند ما عیسی که
به واسطه روح القدس در رحم قرار گرفت و از مریم باکره متولد شد
و در حکومت پنطیوس پیلاطس الم کشید
و مصلوب شده بمرد و مدفون گردید
و به عالم ارواح نزول کرد
و روز سوم از مرگ برخاست، به آسمان صعود نموده ، وبه دست راست خدای پدرقادر مطلق نشسته است
و از آنجا خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند
ومن ایمان دارم به روح القدس وبه کلیسای مقدس جامع
وبه شرکت مقدسین و به آمرزش گناهان وبه قیامت ابدان و به حیات جاویدان

آمین

۱۳۹۸ تیر ۲۵, سه‌شنبه

مفهوم نجات در مسيحيت


در اول قرنتیان 15 : 1 - 4  : ای برادران، اکنون میخواهم مژدۀ را که قبلاً به شما اعلام کرده بودم و شما قبول نمودید و در آن پایدار هستید، به یاد شما بیاورم. اگر در آن محکم باشید، بوسیلۀ آن نجات می یابید، مگر اینکه ایمان شما واقعی نباشد. آنچه را که به من رسیده بود، یعنی مهمترین حقایق انجیل را به شما سپردم و آن اینست که مطابق پیشگویی های تورات و نوشته های انبیا، مسیح برای گناهان ما مُرد و دفن شد و نیز مطابق نوشته ها، در روز سوم زنده شد.

اعتقاد و ایمان مسیحی در این آیات مشخص است، آنچه که مسیحیت را در مقایسه با ادیان دیگر متمایز میسازد اینست که، مسیحیت بیش از آن که در رابطه با مراسم مذهبی باشد، در مورد یک مشارکت و رابطۀ شخصی بحث میکند.

شخص مسیحی به جای آنکه خود را مجبور به اطاعت از امر و نهی های مذهبی نماید، این هدف را   دنبال میکند که رابطۀ بسیار نزدیک و صمیمانه با خدای پدر داشته باشد. ایجاد این رابطه تنها حاصل کار عیسی مسیح و عملکرد روح القدس در زندگی ایمانداران است.

مسیحیان ایمان دارند که هدف خدا از آفرینش انسان این بوده است تا انسان با خدا رابطه داشته باشد، اما گناه، تمام بشریت را از خدا جدا ساخت ( رومیان 3 : 23 و 5 : 12 ). مسیحیت تعلیم میدهد و مسیحیان ایمان دارند که عیسی مسیح خدای کامل وانسانی بی عیبی بود که بر این جهان خاکی قدم نهاد ( فلیپیان 2 : 6 الی 11 ) و بر صلیب جان داده پس از مرگ مدفون و روز سوم از مردگان برخاست و حال به دست راست خدای پدر نشسته تا برای ایمان داران شفاعت کند ( عبرانیان 7 : 25 ).

پیام مسیحیت، اعلام این  حقیقت است که مرگ عیسی به روی صلیب برای پرداخت جریمۀ گناۀ تمام بشر کافی بوده و این همان عاملی اصلی است که رابطۀ گسیخته شده بین خدا و انسان را باز سازی میکند (عبرانیان 9 : 11 تا 14 و 10 : 10 ) ( رومیان 6 : 23 و 5 : 8 ). انسان برای اینکه نجات پیدا کند و به این رابطۀ احیا شده دست یابد، باید ایمان داشته باشد به کاری که عیسی مسیح بر روی صلیب به کمال رسانید. به اینکه مسیح به جای او مُرد و با مرگ خویش جریمۀ گناهان وی را پرداخت و بعد از سه روز از مرگ قیام کرد. اگر ایمان بیاورد، آن شخص نجات یافته است.

هیچ کس قادر نیست نجات را برای خود حاصل کند، در واقع هیچکس نمیتواند آنقدر نیکو و بی گناه باشد که بتواند خدا را خوشنود سازد، زیرا همۀ ما گنهکار هستیم ( اشعیا 64 : 6 - 7 و 53 : 6 ) علاوه بر این چون مسیح، آنچه را که برای نجات ما لازم بود بطور تمام و کمال انجام داد، نمیتوان چیزی بر آن افزود به همین دلیل هنگامیکه بر روی صلیب جان خود را فدا میساخت فرمود : تمام شد ( یوحنا 19 : 30 ) .

همان گونه که هیچ کس قادر نیست بواسطۀ اعمال نیک خود را نجات دهد، هیچ عاملی نیست که شخص نجات یافته را از نجاتیکه با ایمان، دریافت کرده است محروم سازد باید همیشه به خاطر داشت که عمل نجات، کار به کمال رسیدۀ است که با مرگ مسیح فراهم شد. پس در عمل نجات، فاعل مسیح است و مفعول شخص نجات یافته، یعنی دریافت کنندۀ این نجات عظیم.

 یوحنا 10 : 27 - 29 میگوید : گوسفندان من صدای مرا میشنوند و من آنها را میشناسم، و آنها بدنبال من می آیند من به آنها زندگی ابدی می بخشم و آنها هرگز هلاک نخواهند شد و هیچ کس نمیتواند آنها را از دست من بگیرد. پدری که آن ها را به من بخشیده است از همه بزرگتر است و هیچکس نمیتواند آنها را از دست پدر من بگیرد. شاید عده ای اشتباهاً تصور کنند : یک بار و برای همیشه نجات یافتم و حال میتوانم هر طوری که بخواهم زندگی کنم و هر گناهی را انجام دهم و ... و هیچ چیزی نمیتواند نجات را از من بگیرد، ولی باید بخاطر داشت، هنگامی که شخص نجات می یابد، از فرمانبرداری طبیعت کهنه و گناه آلود خویش آزاد میشود، او در واقع شخص آزادیست که میخواهد مشتاقانه در رابطۀ نزدیک و صمیمی با خدا رشد کند و تا زمانیکه ایماندار بر روی زمین زندگی میکند، همواره وسوسه میشود تا گناه کند.

در رابطه بین انسان و خدا، گناه همواره به صورت دیوار عمل میکند. اگر فردی در گناه زندگی میکند و به آن ادامه میدهد، از روابطی که  خدا مایل است با او داشته باشد، لذت نخواهد برد و تنها طریقۀ پیروزی بر وسوسه و گناه اینست که ایمانداران خود را به مطالعه و اطاعت از اوامر کتاب مقدس بسپارند و هر روزه تحت ارادۀ روح القدس زندگی کنند.

زندگی تحت ارادۀ روح القدس ، یعنی سر سپردگی و پیروی از رهبری و نفوذ آن در زندگی روزمره. در حالیکه بسیاری از مذاهب پیروانان خود را به اطاعت از یک تعداد قوانین ترغیب میکنند، ولی مسیحیت یعنی رابطۀ شخصی و زنده با خدا، ایمان به عیسی مسیح، که با مرگ بر روی صلیب دَین گناهان بشر را پرداخت و روز سوم از مردگان برخاست. حالا همۀ ما  میتوانیم با خدا مشارکت داشته باشیم، در مسیحیت قادر میشویم تا بر طبیعت گناه آلود خود غلبه کرده، در دوستی و اطاعت از خدا بسر بریم. این است مفهوم واقعی مسیحیت که کتاب مقدس به ما تعلیم میدهد. 

غلبه بر مشكلات با اعتماد به عيسي مسيح




عیسی بی درنگ شاگردان را بر آن داشت تا در همان حال که مردم را مرخص می کرد ، سوار قایق شوند و پیش از او به آن سوی دریا بروند.پس از مرخص کردن مردم خود به کوه رفت تا به تنهایی دعا کند.شب فرا رسید و او آنجا تنها بود .در این هنگام ، قایق از ساحل بسیار دور شده بود و دستخوش تلاطم امواج بود. زیرا باد مخالف بر آن می وزید.در پاس چهارم از شب ، عیسی گام زنان بر روی آب به سوی 


آنان رفت. چون شاگردان او را درحال راه رفتن روی اب دیدند. وحشت کرده  و گفتند : " شبح است."و از ترس فریاد می زدند. اما عیسی بی درنگ به آنان گفت : " دل قوی دارید . من هستم ، مترسید. "
پطروس پاسخ داد : " سرور من ، من اگر تویی ، مرا بگو تا روی آب نزد تو بیایم . " فرمود: " بیا !آنگاه پطرس از قایق بیرون آمد و روی آب به سوی عیسی به راه افتاد.اما چون طوفان را دید ، ترسید و در حالیکه در اب فرو می رفت ، فریاد براورد:" سرور من ، نجاتم بده."
عیسی بی درنگ دست خود را دراز کرد و او را گرفت و گفت : " ای کم ایمان ، چرا شک کردی ؟" چون به قایق برآمدند ، باد فرو نشست. سپس کسانی که در قایق بودند دربرابرعیسی روی بر زمین نهاده ، گفتند :" براستی که تو پسر خدایی !(متی)


وقتی مشکلات در زندگی بر ما فشار می آورند تا زمانیکه چشم به عیسی مسیح داشته باشیم میتوانیم بر آنها غلبه داشته باشیم .چشم به عیسی مسیح بدوزیم و روی آنها راه رویم. اما اگر از سختیها بترسیم در آنها فرو میرویم.
مشکلاتمان را به حضورش میبریم و در خداوند شاد می مانیم تا خودش به زمان صلاحدید خودش آنها را حل نماید.

شكوه و عظمت خداوند

شکوه و عظمت خداوند...مزامیر






ای خداوند ، ای خداوند ما، شکوه نام تو سراسر زمین را فرا گرفته است و عظمت تو از آسمانها نیز فراتر رفته است.کودکان وشیرخواران زبان به ستایش تو می گشایند و دشمنانت را سرافکنده و خاموش می سازند.
وقتی به آسمان تو و به ماه وستارگانی که آفریده ای نگاه میکنم ، می گویم انسان چیست که به فکر او باشی و او را مورد لطف خود قرار دهی؟
تو مقام او را فقط اندکی پایین تر از فرشتگان قرار دادی و تاج عزت واحترام را بر 

سر او نهادی. او را برتمام خلقت خود گماردی و همه چیز را زیر فرمان او درآوردی : گوسفندان و گاوان ، حیوانات وحشی ، پرندگان آسمان ،ماهیان دریا و جاندارانی که در آبها زندگی می کنند.
ای خداوند! ای خداوند ما! شکوه نام تو سراسر زمین را فرا گرفته است

۱۳۹۸ تیر ۱۹, چهارشنبه

روح القدس


در کتاب پیدایش به قلم موسی ، خدا برای اولین بار خود را " الوهیم " نامید. یعنی خدای قادر. یا به نام " ادونای " یعنی صاحب و مالک.
هر دو نام خدا در اینجا ، جمع هستند نه مفرد. در واقع باور اینکه بیشتر از یک خدا و خالق وجود داشته باشد، تقریبا خیلی مسخره کننده است! اما اینکه بدانیم خدا در ذات خود در خلقت تنها نبود، باید این سوال را در ما ایجاد کند که چه کسانی با او در خلقت بوده اند. در همان خطوط اولیه نوشتۀ موسی می خوانیم که:" و زمین تهی و بائر بود و تاریکی بر روی لجّه و روح خدا سطح آبها را فرا گرفت." ( پیدایش 1: 2). حتی دشمنان مسیح نتوانستند او را دروغگو خطاب کنند، چه رسد به محققین و روشنفکران مترقی دنیای امروز! عیسای مسیح رو به رهبران یهود کرده و میگوید:" آمین آمین به شما می گویم که بیش از آنکه ابراهیم پیدا شود من هستم." ( یوحنا 8: 58). پس اگر روح خدا در ابتدا بوده و مسیح سی و چند ساله می فرماید قبل از تولد ابراهیم بوده ، آن عبارت الوهیم یا ادونای میتواند معنا دهد اگر جمع بکار رفته است. یعنی خدای خالق. عیسای مسیح. روح القدس. سه خدا در یک شخصیت. یک خدا در سه شخصیت. خدای پدر، خدای پسر ، خدای روح القدس. آنچه که قصد داریم بیان کنیم این است که شخصیت واقعی روح القدس برای شما روشن شود. او وجدان نیست! او یک انرژی مثبت در هوا نیست! او شبه نیست! او فرشته هم نیست! او خود خدا است. اما خدا نیست.

این مبحث بسیار عمیق می باشد. و بررسی تمام این گفتگو در این نوشته کوتاه هرگز نمی گنجد. امید است که شما پس از درک و هضم این گفته ها ، تشویق شوید که در خصوص این شخصیت خدا بیشتر و بیشتر در کتابمقدس تحقیق کنید.

اینجا قصد داریم تا با بیان دو آیه از نوشتۀ اشعیاء نبی حقیقت این سه شخصیت خدا را که در کتابمقدس به آن اشاره شده و آن را تایید نموده را به شما نشان دهیم.

اشعیاء نبی تقریبا 700 سال قبل از تولد مسیح در کتاب خود می نویسد:

اشعیاء نبی 11: 1- 2 اشعیاء نبی 61: 1-2

شما به وضوح در دو ایۀ اول ، خدا، روح او و مسیح( شاخه) را می بینید.

در دو آیۀ دوم ، خدا ، روح او و خدمتگزاری را می بینید که مسح می شود تا مسکینان را بشارت دهد ( مسیح ).

روح القدس به نام های متفاوت در کتابمقدس به ما معرفی شده است. درک معنای سادۀ او همان: روح پاک خدا می باشد.نه مسیح و نه مسیحیت بر خلاف باور دیگر ادیان دروغین دنیای امروز به سه خدا معتقد نبوده و نیست.
بلکه به یک خدا و یک واحد. یوحنا 10: 29-30 یوحنا 17: 10 و 21

در این نوشته، تمرکز ما بر شخصیت سوم تثلیث ، یعنی روح القدس است. درک و برداشت درست از معنا وهدف روح القدس بدون شک برای یک ایماندار مسیحی فوق العاده حائز اهمیت است.


دعا در مسيحيت


همه ما ایمانداران زمانی را در زندگی روزمره باید به دعا کردن اختصاص دهیم.زمانیکه شروع به دعا میکنیم ابتدا باید خداوند را به خاطر تمام محبتهایی که بعنوان فرزندان خویش به ما داشته است ؛ شکرگوییم و بعد خواسته هایمان را به پدر مهربان بازگو کنیم.
زمانیکه دعاهای ما بر حسب اراده خداوند باشد و هیچ گونه مردم آزاری در آن نباشد خدا جواب می دهد واز این بابت خدا را شکر میکنیم که پدر آسمانی دعاهای ما را تا جایی که باعث دوری ما از خدا نباشد و آسیبی به ما ودیگران نرسانند برآورده می سازد.این پدر مهربان ازتمام خواسته های ما آگاه است.
اما همیشه اینطور به نظر نمی رسد و ما دچار تردید می شویم. ما در زندگی به مشکلاتی بر میخوریم که بر زندگی روحانی ما مسیحیان هم تاثیر می گذارد.زمانیکه احساس می کنیم هیچ چیز درست نمی شود در بیایان بی آب و علف قرار گرفته ایم بر اساس باورهایمان خدا را صدا میزنیم اما خدا نمی شنود درمانده می شویم ...پس کجایی؟ خداوندم چرا نیستی؟ اکنون نیاز به کمکت دارم...اما بی فایده است.شما از صمیم قلب صدا میزنید ولی صدایی از جانب او شنیده نمی شنوید ، احساس می کنید که صدایتان از سقف بالاتر نمی رود و اگر در ایمانتان رشد نکرده باشید دچار شک و تردید در باورهایتان می شوید.ولی این را بدانید که خداوند برای اینکه فرزندانش به رشد روحانی برسند آنها را در بیابان زندگی قرار می دهد .او نیازهای اولیه را برطرف می کند و می گذارد که فرزندان برگزیده در این بیابان به رشد روحانی برسند.
زمانیکه شما در سختی قرار می گیرید ایمانتان سنجیده می شود و اگر به باور قلبی رسیده باشید که خداوند همراهتان می باشد؛ اینگونه است که وارد ملکوت خداوند می شوید.زمانیکه عیسی مسیح بوسیله یحیی تعمید شد برای تحکیم این ایمان چهل روز در بیابان روزه گرفت و بارها توسط شیطان مورد حمله قرار گرفت ، اما هر بار بخاطر اینکه روح خدا درونش قرار داشت از وسوسه ها دورنگه داشته شد .او به شاگردانش اینچنین دعا کردن را آموخت :
" ای پدر
نام تو گرامی باد
ملکوت تو برقرار باد
نان مورد نیاز ما را 
هر روز به ما ارزانی فرما
گناهان ما را ببخش
چنانکه ما نیز آنانی را که به ما خطا کرده اند را می بخشیم
ما را از وسوسه شیطان دور نگه دار."
زمانیکه ما به مسیح ایمان می آوریم شکل عوض می کنیم و شکل مسیح می شویم.در این زندگی اگر شکست بخوریم همیشه برایمان جای برگشت هست ..فقط باید طلب کنید..وزمانیکه اشتباهی میکنید باید با فروتنی کامل به خداوند اقرار کنید.این پدر مهربان سریع می بخشد وبه شما برکت می دهد.زمانیکه دعا می کنید ، در نام عیسی مسیح دعا کنید و بدانید که نامش معجزه می کند.


يك مسيحي چگونه ميتواند ببخشد


برای همه این پیش آمده است که کسی به او خطا کرده و یا او را ناراحت کرده باشد. مسیحیان در مواقعی که به آنها جفا می شود ، چطور باید برخورد کنند؟ براساس کتاب مقدس ما باید ببخشیم. افسسیان 4 : 32 می گوید، "با یکدیگر مهربان باشید و رحیم و همدیگر را عفو نمایید چنانکه خدا در مسیح شما را هم آمرزیده است". به همین نحو، کولسیان 3: 13 می گوید، "متحمل یکدیگر شده همدیگر را عفو کنید هر گاه بر دیگری ادعایی داشته باشید. چنانکه مسیح شما را آمرزید شما نیز چنین کنید." کلید هر دو قسمت در این است که همانطوری که خدا ما را بخشیده است، ما هم باید دیگران را ببخشیم. چرا می بخشیم؟ چون ما هم بخشیده شده ایم! آنهایی که مسیحی نیستند، بوسیله خدا بخشیده نشده اند، پس نه قدرت بخشیدن و نه تمایلی به آن دارند.

بخشش آسان بود اگر فقط آنرا در مورد کسانی انجام می دادیم که پشیمان بودند و از کارشان توبه می کردند. کتاب مقدس به ما می گوید که ما باید کسانی را که به ما گناه کرده اند بدون شرط ببخشیم. اگر از بخشیدن واقعی خودداری کنیم، تلخی و عصبانیت، نشان می دهیم که هیچکدام نشانه یک مسیحی حقیقی نیست. در دعای ربانی، ما از خدا می خواهیم که گناهان ما را ببخشد چنانکه ما هم کسانی را که به ما گناه کرده اند بخشیده ایم (متی 6: 12). عیسی مسیح در متی 6: 14-15 گفت "زیرا هر گاه تقصیرات مردم را بدیشان بیامرزید، پدر آسمانی شما، شما را نیز خواهد آمرزید. اما اگر تقصیرهای مردم را نیامرزید پدر شما هم تقصیر های شما را نخواهد آمرزید." متی 6: 14-15 این معنی را می دهد که مردمی که دیگران را نمی بخشند، خودشان واقعا بخشش خدا را نچشیده اند.

وقتی ما از یکی از فرمان های خدا سرپیچی می کنیم، یعنی به او گناه می کنیم. وقتی به کسی گناه می کنیم، نه تنها به او گناه کرده ایم، بلکه به خدا هم گناه کرده ایم. وقتی ما می خواهیم خدا همه گناهان ما را ببخشد، پس باید این را متوجه باشیم که حق نداریم این فیض را از دیگران بگیریم. ما قطعا بر علیه خدا بیش از آنچه کسی بتواند به ما گناه کند، گناه کرده ایم. اگر خدا ما را اینهمه می بخشد، چطور می توانیم از بخشیدن دیگران خودداری کنیم؟ مثالی که عیسی مسیح در متی 18: 23-35 گفت نمونه پرقدرتی از این حقیقت است. خدا وعده می دهد که وقتی پیش او می آییم و از او بخشش می طلبیم، او ما را به سخاوتمندی می بخشد (1 یوحنا 1: 9). بخششی که ما نسبت به دیگران داریم هم باید همینطور نامحدود باشد (لوقا 17: 3-4). خداوندا کمک کن که ما هم قدرت بخشش داشته باشیم.

اعدام مرگي تلخ...اما واقعي

سازمان عفو بین الملل ؛ که یکی از گروههای وابسته به سازمان ملل است و در زمینه حقوق بشری فعالیت دارد از آمار تصاعدی اعدام درایران ابراز نگرانی کرد؛ واشاره کرد که این خود نشانگر نقض حقوق بشر در ایران است.
طبق آمار به دست آمده ایران با 624 اعدامی ؛دومین رتبه اعدام در جهان را بعد چین با 778 اعدامی دارد . از این تعداد آمار ایران 324 مورد از منابع رسمی و290 مورد از منابع غیر رسمی اعلام شده است؛ که با توجه به جمعیتی که ایران دارد رتبه اول است
بارها جمهوری اسلامی برای این اعدامها از سوی سازمان حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفته است و لاریجانی در جواب به این اعتراضها گفت:"اعدام از احکام شرعی است و اعتراض به آن یعنی مخالفت با احکام اسلام". اعدامهادر ایران بیشتر بدون اطلاع به وکلای زندانی وفقط با توجه به اعترافاتی که احتمالا زیر شکنجه گرفته شده است صورت می گیرد؛ وجوانانی که اعدام می شوند در زمان ارتکاب جرم شاید کمتر از 18 سال داشتند که این نشان این است که حقوق بشر کاملا منقضی است 
اعدام یک قتل قانونی است.نوعی کیفر است که اشد مجازات را در بر می گیرد و این مجازات در ایران با دار زدن در زندان یا در ملاء عام ازمتداولترین نوع اجرای حکم می باشد.ونظرقانونگذاران در به نمایش گذاشتن آن می تواند نشانگر عاقبت جرم وجنایت در جامعه باشد که از نظر جامعه شناسان این نیز می تواند اثر عکس بر نسل جدید و نوجوان داشته باشد .زیرا حس انتقام جویی را در آنان تقویت می کند.

تا امروز خودم نه مراسم اعدام را نه در محل دیده ام ونه در اینترنت.حتی کنجکاو هم نشده ام تا نظاره گر مرگ یک انسان باشم .حتی اگر آن یک نفر بدترین کارها را مرتکب شده باشد.

ولی گاهی اعدامها با حضور هزاران تماشاچی اجرا می شود و این واقعیتی تلخ است که مردم با اراده خود به دیدن این صحنه ها می روند.آنها در ابتدا با فرد اعدامی ابراز همدردی می کنندودر پایان با سوت وسلام و صلوات به همه چیز پایان می دهند و این چقدر چهره این دین را کریه تر می کند.
انسان شبیه خدا آفریده شده واز اینجا ارزش وشان او شکل میگیرد.دیگران اجازه ندارند ؛خودسرانه بر علیه زندگی انسان دیگرتصمیم بگیرد. 
این زندگی هدیه ای است الهی؛ که تا آخرین لحظه زمینی آن وحتی بعد از آن نیز صبورانه بوسیله خدا همراهی شده وبه سوی او رهنمون است.پایان دادن به این زندگی به هر شکل وفرمی , قتل وگناهی بزرگ محسوب میشود.آیا کسانیکه با احکام 1400 سال پیش جوانان این مملکت را به حد اسلامی می سپارند( حال با هر جرمی ) خودشان انسانهای ناکرده گناهی هستند؟
در یوحنا (8)زمانیکه فریسیان ؛زنی را برای سنگسار نزد عیسی می آورند واز او میخواهند که بنا به شریعت موسی حکم اجرا شود؛عیسی به آنها میگوید:"هرکدام از شما که تا حالا گناهی نکرده اولین سنگ را به این زن بزند."فریسیان از پیر وجوان یک به یک بیرون میروند وکسی نمی ماند.عیسی به زن گفت:"من نیز تو را محکوم نمی کنم؛برو ودیگر گناه نکن." حتی فرزند خدا هم حکم قتل صادر نکرد.
اعدام ؛ اعدام است .بی گناه یا گناهکار نتیجه آن یکی است.آنجاست که دنیا برایت به ابعاد یک چهارپایه کوچک می شودوتنها تکیه گاه آدمی.....زیرش که بزنند ؛ مرگ آغوش باز می کند؛ باور کردنی نیست ؛ دمی که فرو می رود وباز دمی که بر نمی آید.
مرگی تلخ....اما واقعی

تفاوت هاي سه مذهب كاتوليك ارتودكس و پروتستان

برای روشن شدن فرقهای اساسی این سه مذهب معروف مسیحیت (کاتولیک، ارتدوکس، پروتستان) لازم است، عقاید و احکام فقهی و زمان ظهور هر سه مذهب توضیح داده شود، تا با مختصر مقایسه ای فرقهای آنها روشن شود.
۱ کاتولیک
الف) تاریخ پیدایش: این مذهب که به معنای اصل و جامع است، تاریخ آن به عصر حواریون، یعنی حدود ۲۰۰۰ سال پیش می رسد و به این مذهب کلیسای غرب هم گفته می شود.
ب) عقاید:
۱ منابع و مآخذ اصول اعتقادی کاتولیک ها عبارتست از (کتاب مقدس، تعلیمات رسمی کلیسا و سنّت) که سنّت شامل مجموعه شعایر و اصول اعتقادی که از حواریون به دست آمده است می باشد.
۲ مساله عصمت و بکارت مریم: مذهب کاتولیک برای این دو مساله اهمیت ویژه ای قائل هستند. به طوری که در دومین شورای قسطنطنیه (۵۵۳ م) آموزه بکارتِ همیشگی مریم یک آموزه رسمی کلیسای کاتولیک شناخته شد. به این ترتیب که مریم  تا پایان عمر خویش باکره بود. گرچه کاتولیک ها عباراتی از کتاب مقدس را که شامل معرفی برادران و خواهران عیسی است. آنها را به خویشاوندان وی تعبیر می کنند.
۳ نجات و سعادت ابدی: کاتولیک ها معتقدند سعادت ابدی با دو شرط حاصل می شود: فیض خدا و اعمال نیک.
۴ حاکمیت کلیساها: کلیسای رم معتقد است، کسانی که کلیسا را رهبری و سرپرستی می کنند اسقفهای جهان هستند. که با هم در جسم واحدی تحت نظر اسقف رم عمل می کنند.
۵ اعتقاد به برزخ از جمله اعتقادات کلیسای کاتولیک است که در کتاب دوم مکابیان عباراتی در تأیید برزخ وارد شده که این در نزد کاتولیک ها قابل قبول است.
۶ مساله لزوم تجرد کشیش: در کلیسای غرب کشیشان و روحانیان مطلقاً مجاز به ازدواج نیستند.
۷ عشای ربانی: کاتولیک ها معتقدند، نان و شراب حقیقتاً، واقعاً به خون و گوشت مسیح مبدل می شود.
۸ آیین هفت گانه را مقدس می دانند.
۹ کاتولیک ها پاپ را معصوم وبری از گناه می دانند و معتقدند که مسیح، پطرس را بر کلیه کلیسای مسیحیت رهبر قرار داده و کلید ملکوت آسمان را به وی سپرده است وی نیز پاپ را تا ابد جانشین و وصی خود قرار داده است.
ج) فقه یا احکام عملی:
۱ کاتولیک ها معتقدند که شعایر دینی (تعمید، تأیید، توبه، عشای ربانی، تدهین بیمار و ازدواج …) را باید اسقف اداره نماید.
۲ در عشای ربانی از نان ور نیامده و فطیر استفاده می کنند.
۳ کاتولیک ها معتقدند احکام دهگانه عهد عتیق و اخلاق کامل مسیحیت که مرکب از یک سلسله قوانین عملی مشخص است به عهده افراد گذاشته شده است.
۴ عمل توبه: به این صورت است که توبه کننده در مقابل کشیش می ایستد و اعترافات خود را اظهار می کند.
۵ کاتولیک ها در غسل تعمید آب را به سر می پاشند.


۲ ارتدوکس
الف) تاریخ پیدایش ارتدوکس: کلمه ارتدوکس که مرکب از دو کلمه Orthos یعنی درست و doxa یعنی عقیده، ترکیب شده است به معنای عقیده صحیح است. این مذهب اواخر قرن پنجم میلادی به هنگام تجزیه روم به شرقی و غربی به وجود آمد و به کلیسای روم شرقی ارتدوکس اطلاق میشود.
ب) عقاید
۱ ارتدوکسها روح القدس را تنها ناشی از پدر می دانند و علاقه مند هستند که پدر را به عنوان تنها منبع و منشأ همه چیز حفظ کنند.
۲ ارتدوکس به عصمت پاپ و مقامات کلیسا اعتقاد ندارد و معتقدند کلیسای جامع یعنی مجموعه مؤمنان مسیحی مصون از خطا هستند. به این معنا که رو‍ح القدس جامعه مسیحیت را از انحرافات محافظت می کند، لذا این مصونیت دیگر شامل افراد خاص نمی شود.
۳ تجرد روحانیون: در شرق همه روحانیونی که مقامی پایین تر از اسقف دارند مجاز به ازدواج هستند. این افراد اگر بیش از انتصاب ازدواج کرده باشند می توانند زندگی با همسر خود را ادامه دهند.
۴ عصمت و بکارت مریم: برای مساله آبستن شدن مریم در عین اعتقاد به پاک دامن بودن او، تعلیمی نیاورده اند و گناه کبیره در کلیسای ارتدوکس نقش علمی ندارد چون بی گناهی را صفتی می دانند که فقط به عیسی مسیح تعلق دارد و عصمت مریم را به رسمیت نمی شناسند.
۵ منابع و مآخذ اصول اعتقادی ارتدوکس کتاب و سنّت است.
۶ فدیه: آنها معتقدند که فدیه تنها از مرگ مسیح به وجود نیامده بلکه به خاطر رستاخیز مسیح هم می باشد.
ج) احکام عملی یا فقه
۱ از رسوم هفتگانه مسیحی فقط دست گذاری را منحصر به اسقف ها می دانند و بقیه رسوم را کشیش ها هم می توانند انجام دهند.
۲ اجرای عشای ربانی، در کلیسای شرق برای برگزاری آنان از نان ورآمده استفاده می کنند برخلاف کاتولیک ها.
۳ مذهب ارتدوکس در برخی مراسم و اعیاد با کلیساهای دیگر هم فرق دارند از جمله این که عبادت را روزهای یکشنبه و بعضی اعیاد انجام می دهند.
۴ مراسم غسل تعمید: در این مراسم سر را سه مرتبه در آب فرو می برند.
۳ پروتستان
الف) تاریخ پیدایش پروتستان: واژه پروتستان یک واژه فرانسوی است که به زبان لاتین آمده به معنای معترض است. خاستگاه این نهضت کشور آلمان است که در قرن (۱۶ میلادی) در پی اعتراض مارتین لوتر (۱۴۸۲ ـ ۱۵۴۹ میلادی) بر علیه فروش آمرزش نامه ها و ادعای تفوق کلیسای رم بر جهان مسیحیت متولد شد. دراین جا به اهم عقاید و مباحث آنها اشاره ای می شود.
ب) عقاید
۱ پروتستانها عصمت پاپ را قبول ندارند.
۲ ریاست داشتن پاپ به تمام کلیساها را نمی پذیرند.
۳ برای حصول نجات، ایمان را کافی می دانند و معتقدند که نجات و رستگاری مخصوص عمل مشخص نیست و تنها از طریق فیض الهی و در ضمن ایمان پدید می آید.
۴ آنها اعتقاد به برزخ ندارند. چون بحث اعتقاد به برزخ در کتاب اپوکریفاست که پروتستانها آن را قبول ندارند.
۵ در رابطه با تفسیر و تبیین کتاب مقدس معتقدند که مؤمن به کمک روح القدس قادر به تفسیر و تبیین کتاب مقدس است روی این اساس هر مسیحی می تواند پیام کتاب مقدس را به وجدان شخص خود دریابد.
۷ عدم تجرد کشیش: لوتر تأکید می کرد که باید به کشیش ها اجازه زناشویی داده شود.
۸ عشای ربانی، اعتقاد دارند که نان و شراب حقیقتاً و واقعاً به خون و گوشت مسیح مبدل نمی شود یعنی تغییر و استحاله واقعی به بدن مسیح را انکار می کنند.
۹ کتاب مقدس را تنها منبع و مأخذ اصول اعتقادی و اعمالی خود می دانند.
۱۰ پروتستان ها معتقدند که روح القدس از خدای پدر و هم از خدای پسر صادر می شود. ج) احکام عملی یا فقه
۱ پروتستان ها در چگونگی عمل توبه با سایر کلیساها فرق دارند و از اینکه توبه کننده در مقابل کشیش بایستد و اعتراف کند با این عمل مخالف هستند.
۲ از بین آیین های هفت گانه مقدس در کلیسا فقط غسل تعمید و عشای ربانی را آیین مقدس می دانند. گرچه برخی از اعمال را نیز انجام می دهند. اما یک رسم مقدس به حساب نمی آورند.

۳ دعا برای مردگان که در کلیسا مرسوم است در پروتستانها فاقد ارزش است. با توجه به عقاید و احکامی که برای این سه مذهب معروف مسیحیت ذکر گردید، فرقهای اساسی کاتولیک ها با ارتدوکس ها در باب عقاید و … عبارت است از: عصمت پاپ و تجرد و عدم تجرد کشیش، شر و سعادت، حاکمیت کلیسا و منشأ روح القدس و از حیث احکام در اداره شعایر دینی و چگونگی عمل توبه و غسل تعمید فرقهایی وجود دارد و فرقهای اساسی که بین این دو کلیسا با پروتستانها در عقاید و … هست عبارتند از: اعتقاد به برزخ و تفسیر کتاب مقدس و عشای ربانی و چگونگی عمل توبه و در تعداد آیین های مقدس و همچنین دعا برای مردگان با هم فرق هایی دارند.

صداي خدا

تقریبا 98 درصد مردم این موضوع را که خدا با ما حرف میزند را باور ندارند.حتی درصد بالایی از ایمانداران هم این موضوع را رد میکنند.
زمانیکه ما با خدا حرف میزنیم همه صداهای اطراف را می شنویم ،صدای افراد،صدای باد وموج دریا و حتی صدای سکوت را.این به ما نشان میدهد که یک جای کار ما ایراد دارد؛ چون خدا واقعا با ما حرف می زند.
خدا انسان را آفرید تا با او مشارکت داشته باشد.او از روز ازل با ما حرف می زد.کتاب مقدس در رابطه با تاریخچه زنده خدا با ما می گوید: "در آن تاریکی مطلق خدا حرف زد و روشنایی به وجود آمد." یعنی خدا صدا زد و روشنایی به وجود آمد ، خدا صدا زد و آسمان به وجود آمد ؛ خدا صدا زد وزندگی به وجود آمد.
بعد خدا گفت انسان را شبیه خودم بسازیم، او را از خاک درست کرد و از روح خود در آن دمید، خدا از صدایش استفاده کرد نه از دستهایش ؛ او گفت وانجام شد.
به خواست خدا انسان آفریده شده جسمی شد که صدا داشت و می توانست افکاری را که در ذهن دارد را با حرف بیان کند.خدا از آفرینش آدم و حوا خوشحال بود و با آنها حرف میزد تا اینکه انسان یاد گرفت که به صداهای دیگر هم گوش دهد ودر این میان با صدای مار(شیطان ) هم آشنا شد. حالا دیگر فقط صدای خدا نبود بلکه صداهای اطراف هم بود واینکه انسان تشخیص دهد کدام یک صدای خداست ، کاری شد بس دشوار.
از زمانیکه مار موفق به نافرمانی حوا شد؛ صدای خدا یکی از صداهای موجود در طبیعت شد. از آن روز شاید هفته ای یک صدا اضافه شد بعد روزی یک صدا ؛ و اکنون ثانیه ای یک صدا . و در زمان ماکه میلیونها صدا در گوش داریم چقدر بیشتر باید تلاش کنیم و روی شنوایی خود کار کنیم که بتوانیم صدای خدا را بین آنها تشخیص دهیم.
بعد از سرپیچی حوا ؛ ترس بوجود آمد که به هیچ عنوان نقشه خدا نبود وبا گناه به انسان وارد شد.
انسان بر اثر گناه نه تنها از خدا ؛ بلکه از تمام طبیعت و مخلوقات دور شد.اما خدا انسان را برای حکومت بر بقیه جانداران انتخاب کرده است.او می خواهد ما دلسوزی اش را بفهمیم و برای این کار باید صدایش را بشناسیم.اما چگونه؟؟
ما باید کلام خدا را خوب بدانیم.یعنی خوانده باشیم وبلد باشیم تا هیچ صدای دیگری نتواند ما را گول بزند.
صدای خدا قوی ؛ محکم و استوار؛نرم و لطیف و ملایم است ،در صدایش عدالت و راستی موج می زند و به ما قوت قلب می دهد.
وقتی ما دعا می کنیم؛ خدا در افکارمان با ما حرف میزند و فکر ما را به قدرت خویش باز می کند. ما باید در صحبت کردن با خدا تمرین داشته باشیم نه اینکه در اثر باور نکردن فراموشش کنیم.کسیکه هر روز این کار را انجام می دهد چقدر برایش تشخیص آسانتر است ؛بعد از هر دعا صبر کنید ؛ فرصت دهید تا او هم حرف بزند ، حتما صدایش را خواهی شنید.
 صدای خدا پر قدرت و با شکوه است.(مزامیر 29)