۱۳۹۷ اسفند ۸, چهارشنبه

خداوند خود نگهبان من است




اگر قوم من که به اسم من خوانده می‌شوند فروتن شده، دعا کنند و مرا بطلبند و از راههای بد خویش بازگشت نمایند، آنگاه ایشان را از آسمان اجابت نموده، گناهانشان را می‌بخشم و سلامتی را به سرزمین آنها باز می‌گردانم. دوم تواریخ ۷ : ۱۴
خداوند در كنار من است تا از من حمايت كند. او راه‌ حیات‌ را به‌ من نشان‌ خواهد داد. حضور او من را لبریز از شادی‌ می‌كند و بودن‌ در كنار او به‌ من لذتی‌ جاودانی‌ می‌بخشد. 
 خداوند نور من است. او حافظ‌ و نگهدارنده‌ من است‌. او قوت‌ و سپر من‌ است‌. از صمیم‌ قلب‌ بر او توكل‌ دارم‌. اطمینان‌ دارم‌ كه‌ در طول‌ عمر خود، نیكویی‌ و رحمت‌ او همراه‌ با من‌ خواهد بود و من‌ تا ابد در خانه‌ او ساكن‌ خواهم‌ شد

عيسي مسيح نجات دهنده




و همۀ ما در حالی که با صورتهای بی‌نقاب مانند آئینه‌ای جلال خداوند را منعکس می‌کنیم، به تدریج در جلالی روز افزون به شکل او مبدل می‌شویم و این کار، کار خداوند یعنی روح‌القدس است‌. دوم قرنتیان ۳ : ۱۸
یکی از روشهایی که بوسیله آن بیشتر وبیشتر به شباهت مسیح تبدیل می شویم، متوجه کردن نگاه مان بر جلال او و نگه داشتن او در منظر دیدمان می باشد.

چه طور به وعده هاي خدا يقين حاصل كنيم



۱ - ما در دعا اطمینان داریم، چون خدای ما راستگو است.
از من درخواست کن و من اسراری را درباره آنچه در آینده واقع خواهد شد، به تو آشکار خواهم ساخت. ( ارمیا ۳۳ : ۳ )
۲ - خداوند قدرت آنرا دارد که به هر دعای ما جواب دهد،هیچ امری نزد خدا غیر ممکن نیست.
۳ - خدا مایل است به دعای ما پاسخ گوید، چون ما را دوست دارد. این محبت خداست که دعای ما اجابت می‌‌شود.
زیرا خدا آنقدر مردم جهان را دوست داشت که یگانه فرزند خود را فرستاده است، تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نشود بلکه زندگی‌ جاوید داشته باشد. ( یوحنا ۳ : ۱۶ )
۴ ما در دعا مطمئن هستیم که خدا ما را می‌‌خواند چون ما در زیر خون عیسی فرزندان خدا شده ایم و خدا ما را به عنوان فرزند پذیرفته است.
اما او به تمام کسانی‌ که به او ایمان آوردند، این حق را داد که فرزندان خدا گردند، بلی، فقط کافی‌ بود به او ایمان آورند تا نجات یابند. ( یوحنا ۱ : ۱۲)

چرا مسيحي شدم؟

برطبق کلام خدا درانجيل شريف، رساله به روميان، فصل سوم، آيه ٢٣ "همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا محرومند،". آدم و حوا، اجداد انسان، متأسفانه از خدا نافرمانی کرده و مرتکب گناه شدند و بهمين علت، گناه وارد نسل بشر شد وهمه را آلوده ساخت. اين موضوع را می‌توانيم در همه انسان‌ها مشاهده کنيم چون ما ذات و طبيعتی گناه‌آلود داريم و در افکار و سخنان و اعمال خود گناه می‌کنيم. کلام خدا، در رساله به روميان، فصل ششم، آيه ٢٣ می‌فرمايد: "زيرا مزدی که گناه می‌دهد موت است، . . ." و موت يعنی جدايی از خدا. چون خدا قدوس و پاک است و نمی‌تواند گناه را تحمل کند، با وجود عشق و محبتی که او نسبت به انسان دارد، رابطه و مشارکت و دوستی با انسان را رد می‌کند. انسان گناهکار، با وجود گناهان خود، نمی‌تواند به حضور خدای قدوس و پاک راه يافته و با او رابطه و مشارکت داشته باشد. ضمناً، انسان گناهکار با اعمالش که از ذات و دل آلوده به گناه او بيرون می‌آيد، نمی‌تواند خدا را خشنود بسازد مگر اينکه گناهانش آمرزيده شده و دل و وجودش از گناه پاک گردد.
خدا همچنين عادل است و گناه را بدون مجازات نمی‌گذارد. گناهکار به خاطر گناه، هرچه که باشد، خواه آنچه که اراده و خواست خدا بوده وانجام نداده و يا آنچه خواست خدا نبوده و انجام داده، در داوری به حق خدا محکوم و مجازات خواهد شد. بله، گناه، رابطه ما را با خدا از بين برده و مثل دره‌ای که در ميان دو کوه قرار دارد، جدايی در بين خدا و انسان بوجود آورده است. انسان گناهکار و محکوم به هلاکت، برای برقرار شدن رابطه‌اش با خدا، احتياج به نجات دهنده دارد يعنی شخصی که انسان را از گناه و نتايج شوم آن نجات داده و مثل پلی او را به خدا متصل کند.
در مورد نجات دهنده، خوب است بدانيم که:
-  اولاً، او بايستی کاملاً بی‌گناه و پاک باشد يعنی هم در ذات و هم در فکر و کلام و عمل، بدون گناه باشد. پس، نجات دهنده انسان، نمی‌تواند از نسل بشری باشد که آلوده به گناه است. بايد توجه داشت که نطفه عيسی مسيح، نجات دهنده بشريت، از انسان گناهکار در رحم مريم باکره قرار نگرفت بلکه براساس کتابمقدس: "مريم، مادر عيسی، از روح القدس حامله شد" (متی ١: ١٨ و ٢٠). عيسی مسيح، نجات دهنده بشر، نه فقط ذات و طبيعتی مقدس و بدون گناه داشت، بلکه هيچگاه در زندگی خود مرتکب گناهی نشد. در انجيل عيسی مسيح، در باره اين نجات دهنده بی‌همتا می‌خوانيم: "او هيچ گناه نکرد، و فريبی بر زبانش يافت نشد" (اول پطرس ٢: ٢٢). "ما به چنين کاهن اعظمی نياز داشتيم، کاهنی قدوس، بی‌عيب، پاک، جدا از گناهکاران، و فراتر از آسمانها" (عبرانيان ٧: ٢٦).
- دوماً، نجات دهنده انسان، بايد بتواند جريمه گناه ما را با خون و مرگ خود بپردازد، يعنی او بجای ما انسان‌ها مجازات گناهان ما را قبول کرده و بعوض ما بميرد. براساس کتاب مقدس، " زيرا جان هر موجودی در خون اوست و من خون را به شما داده‌ام تا برای کفاره جانهای خود، آن را بر روی قربانگاه بپاشيد. خون است که برای جان کفاره می‌کند" (لاويان ١٧: ١١). " . . . خود مسيح يک بار برای هميشه به خاطر گناه بشر مرد، يعنی يک شخص بی‌گناه در راه گناهکاران مرد تا ما را به حضور خدا بياورد . . ." (اول پطرس ٣: ١٨). " خون مسيح چقدر بيشتر انسان را پاک می‌گرداند، او خود را به عنوان قربانی کامل و بدون نقص به وسيله روح جاودانی به خدا تقديم کرد. خون او وجدان ما را از اعمال بيهوده پاک خواهد کرد تا ما بتوانيم خدای زنده را عبادت و خدمت کنيم"(عبرانيان ٩: ١٤). 
خبر خوش اين است كه، در حدود دو هزار سال پيش، خدا بخاطر عشق و محبت خود، قدم آشتی با انسان گناهکار را برداشت يعنی حاضر شد مظهر و يا از لحاظ روحانی، پسر خود عيسی مسيح را به جهان بفرستد تا مثل يک قربانی کامل و بی‌عيب، بخاطر ما و برای پرداخت جريمه گناهان ما، بر روی صليب بميرد. انجيل شريف، يوحنا، فصل سوم، آيه ١٦ می‌فرمايد: "زيرا خدا جهانيان را آنقدر محبت نمود که پسر يگانه خود را داد تا هرکه به او ايمان بياورد هلاک نگردد بلکه صاحب حيات جاودان شود". همچنين کلام خدا در روميان، فصل سوم، آيات ٢٤ تا ٢٦ می‌فرمايد: "اما با فيض خدا همه بوساطت عيسی مسيح که آنان را آزاد می‌سازد، بطور رايگان، نيک محسوب می‌شوند. زيرا خدا مسيح را بعنوان وسيله‌ای برای آمرزش گناهان که با ايمان بخون او بدست می‌آيد در مقابل چشم همه قرار داده و با اين کار، خدا عدالت خود را ثابت نمود زيرا درگذشته بسبب بردباری خود گناهان آدميان را ناديده گرفت تا در اين زمان، عدالت خدا کاملاً بثبوت برسد، يعنی ثابت شود که خدا عادل است و کسی را که به عيسی ايمان می‌آورد نيک می‌شمارد."
عيسی مسيح خداوند که بعد از مرگ بر روی صليب و تدفين، دوباره زنده شد و اکنون زنده است، بر در قلب من ايستاده، در را می‌کوبد و وارد قلب و زندگی من شده است. او می‌خواهد تمام گناهان من را ببخشد و رابطه و مشارکت واقعی و بسيار نزديک، بين من و خدای قدوس برقرار سازد و حياتی جديد و ابدی در خدا ببخشد. به همين دليل از گناه توبه کرده و به عيسی مسيح خداوند ايمان آورده ام. کلام خدا در انجيل شريف می‌فرمايد: "زيرا اگر با لبان خود اعتراف کنی که عيسی، خداوند است و در قلب خود ايمان آوری که خدا او را پس از مرگ زنده ساخت نجات خواهی يافت. زيرا انسان با قلب ايمان می‌آورد و نيک محسوب می‌گردد و با لبهای خود به ايمانش اعتراف می‌کند و نجات می‌يابد" (روميان ١٠: ٩ و ١٠). "من پشت در ايستاده در را می‌کوبم اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند وارد می‌شوم و با او شام خواهم خورد و او نيز با من" (از سخنان عيسی مسيح در انجيل شريف، مکاشفه ٣: ٢٠).
ای خدای پاک و مقدس، من می‌دانم که بر طبق کلام تو، کتاب مقدس، گناهکار و از جلال تو محروم هستم. من قبول دارم که عيسی مسيح خداوند، بخاطر گناهان من، به صليب کشيده شد و جانش را برای پرداخت جريمه گناهان من داد. قبول دارم که او سه روز بعد از مرگ دوباره زنده شد و زنده است. پدر آسمانی، از تو خواهش می‌کنم گناهان مرا بيامرز و پاک کن و به من حياتی جديد و ابدی در خودت ببخش. به اسم عيسی مسيح دعا می‌کنم، آمين. 

عيسي مسيح چهره خداي ناديده

عیسی مسیح نه یک پیامبر بلکه خود خداست. اگر او فقط یک انسان معمولی بود دیگر به صلیب کشیدن او نمی توانست کفاره برای تمام گناهان بشریت باشد. خداوند عیسی مسیح جلال و عظمت خداوندی خود را رها کرد، با بدنی انسانی در میان ما ظاهر شد و برای بخشیدن گناهان ما بر روی صلیب مرد و پس از سه روز از مرگ قیام کرد. مرگ مسیح برروی صلیب نه تنها مرگی انسانی بلکه مرگی روحانی بود، برای اینکه او نه یک انسان معمولی بلکه خود خدا بود. برای همین است که مرگ و زنده شدن دوباره او کافی است برای بخشیده شدن تمام گناه بشریت از ازل تا ابد. 
یوحنا در انجیل یوحنا در مورد مسیح ( کلمه ) اینچنین می نویسد: "درازل، پیش از آنکه چیزی پدید آید، "کلمه" وجود داشت و نزد خدا بود. اوهمواره زنده بوده، و خود او خداست. هرچه هست، بوسیلۀ او آفریده شده وچیزی نیست که آن را نیافریده باشد" (یوحنا ١:١-۳). همچنین در رساله کولسیان باب ۱ آیه ۱۵ و ۱۶ آمده است "مسیح چهره دیدنی خدای نادیده است. او فرزند خداست و بر تمام موجودات برتری دارد. در واقع تمام هستی بوسیله عیسی مسیح بوجود آمد، یعنی هر آنچه در آسمان و بر زمین است، دیدنی و نادیدنی، عالم روحانی با فرمانروایان و تاج و تخت ایشان و فرماندهان و بزرگانشان، همه بوسیله مسیح و برای جلال او آفریده شدند. 
خدا را سپاسگزارم در عصری زندگی می کنیم که نقشه نجات ما انسانها توسط خداوند در عیسی مسیح در ۲۰۰۰ سال پیش انجام شده و امروز صورت خدای نادیده را در تجلی و تجسم مسیح خداوند توسط پیغام خوش انجیل سلامتی در قلب و جان خود لمس و چشیده ایم. 
دوست گرامی من ؛ اگر شما هم مایل هستید خدا را ملاقات کنید، انجیل مقدس را بردارید و بخوانید و بچشید و ببینید که خدا در عیسی مسیح چه نیکوست. عیسی مسیح فرمود :"آیا تو به خاطر اینکه مرا دیده ای ایمان آوردی؟ خوشا به حال کسانی که مرا ندیده اند و ایمان می آورند". (یوحنا ۲۰: ۲۹ ) 

فیض عیسی مسیح، محبت پدر و مشارکت روح القدس با شما باد.

شام خداوند


شام خداوند فرصتی است برای به یاد آوردن مرگ مسیح، همراه با اعتراف گناهان و توبه، زیرا عیسی از ما خواست که وقتی از بدن و خون او می‌خوریم و می‌نوشیم، مرگ او را به یاد آوریم. در شام خداوند، ما نه تنها مرگ مسیح را به یاد می‌آوریم، بلکه فیضی را اعلام می‌کنیم که به واسطه مرگ او نصیب ما شده است.
زیرا من از خداوند یافتم آنچه را به شما نیز سپردم، که عیسای خداوند در شبی که او را تسلیم دشمن کردند، نان را گرفت و شکر نموده، پاره کرد و فرمود: "این است بدن من برای شما. این را به یاد من به جای آورید". به همین‌سان، پس از شام، جام را گرفت و فرمود: "این جام، عهد جدید است در خون من. هر بار که از آن می‌نوشید، به یاد من چنین کنید". زیرا هر گاه این نان را بخورید و از این جام بنوشید، مرگ خداوند را اعلام می‌کنید تا زمانی که بازآید. اول قرنتیان ۱۱ : ۲۳ - ۲۶

تمام شد



تمام شد
امروز مسیح سر شیطان را کوبید
دیگر شیطان بر ما تسلطی ندارد
تمام شد
امروز به فیض خون مسیح تمام گناهان ما بخشیده شد.
او سند محکومیت ما را همراه با تمام مقرراتی که علیه ما بود لغو کرد و آن را به صلیب خود میخکوب نموده از بین برد‌.
تمام شد
مسیح با قربانی کردن خود ما را از مذهب آزاد کرد 
پرده معبد پاره شد
ما برای به حضور خداوند رفتن احتیاج به قربانی نداریم 
دیگر لازم نیست کاهنی به جای ما با خدا صحبت کند 
به فیض خون او ما با پدر آسمانی رابطه مستقیم داریم 
این فیض بزرگ را پاس بداریم 
و بار دیگر ........
زیرا عهد عتیق در گذشت 
در مسیح خلقتی تازه است

۱۳۹۷ اسفند ۶, دوشنبه

ايا نميدانيد كدام راه را انتخاب كنيد؟

در زندگی همۀ ما اوقاتی پیش می‌آید که بر سر دوراهی قرار می‌گیریم و نمی‌دانیم کدام راه را انتخاب کنیم. در چنین مواقعی، بسیار بجاست که به وعدۀ خدا تکیه کنیم؛ می‌فرماید: "کیست آن که از خداوند بترسد؟ خداوند راه برگزیدۀ خویش را بر او خواهد نمود."  ( مزمور ۲۵: ۱۲ ). اگر در اتحاد با عيسی مسيح،  از خدا بترسیم و برای او بيشترين عزت و احترام را قائل باشيم، او راهی را که برای ما برگزیده و بهترین است، به ما نشان خواهد داد.

شالوم يعني چه؟



شالوم کلمه ای عبری است که در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان به فراوانی از آن استفاده شده است. هرگاه عیسی مسیح در عهد جدید فارسی خطاب به دوستان یا شاگردان خود می فرماید: سلام یا سلامتی بر شما باد! در اصل از همین کلمه شالوم استفاده کرده است. از این کلمه در عهد عتیق نیز استفاده شده است.
کلمه شالوم در اصل زبان عبری معنای بسیار غنی ای در بر دارد. این کلمه به معنای صلح، آرامش، امنیت، موفقیت، کمال، کامیابی، رفاه و سلامتی می باشد. در واقع از شالوم برای صلح و آرامش درونی و در ضمن برای صلح و آرامش در روابط فردی و اجتماعی و سیاسی نیز بکار برده شده است. 
در کتاب مقدس مسیحیان که عهد عتیق یهودیان را نیز شامل می شود این کلمه ۷۹۶۵ بار به کار گرفته شده است. خدای کتاب مقدس یهوه شالوم نامیده شده یعنی خدای صلح و آرامش. مسیحیت تأکید شدیدی بر صلح و آرامش در میان بشریت دارد و مذهب صلح و آرامش نامیده می شود.
کلمه سلام به فارسی و السلام به عربی و اشلم به زبان آشوری از همین ریشه کلمه عبری شالوم برگرفته شده است

صليبتان را هرگز كوتاه نكنيد



و در زندگی روحانی دچار سستی و تنبلی نگردید، بلکه با شور و شوق فراوان، از مردان خدا نمونه بگیرید، مردانی که با صبر زیاد و ایمان قوی، به تمام وعده‌های خدا دست یافتند. عبرانیان ۶ : ۱۲
شخصی‌ در رویا می‌بیند که یک صلیب سنگین را به دوش می‌کشد.هر چند گاه به خاطر سنگینی‌ کمی‌ از صلیب خود را میبرد تا سبکتر بشود،این کار را چندین بار انجام میدهد تا صلیبی کوتاه و سبک را بر دوش بکشد. سپس به جایی‌ می‌رسد که مردمان دیگر نیز با صلیب‌هایشان دیده میشوند.همگی‌ به یک دره میرسند که آنطرف آن سرزمین موعود است.همه صلیب خود را پلی میسازند و از دره عبور میکنند اما چون صلیب او کوتاه شده بود او نتوانست عبور کند و در این سوی دره جا ماند!!!
 پس صلیب تان را هرگز کوتاه نکنید حتی به خاطر جفا