۱۳۹۹ تیر ۳, سه‌شنبه

بازداشت هاجر سعیدی، فعال حقوق زن در ایران


هاجر سعیدی، فعال حقوق زنان که روز یکشنبه ۱۸ خرداد ، بدون ارائه‌ی مجوز قضایی در محل سکونتش در سنندج از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، روز چهارشنبه ۲۸ خرداد پس از اتمام بازجویی از بازداشتگاه‌های امنیتی در سنندج به زندان این شهر منتقل شد.

وی پیشتر در شهریورماه ۱۳۹۷، در پی جان باختن شریف باجور و ۳ فعال محیط زیستی دیگر، هاجر سعیدی به همراه هفت تن دیگر در شهرستان سنندج به دنبال برگزاری مراسم برای ‌آن‌‌ها، بازداشت و از بابت اتهام «اخلال در نظم» مورد تفهیم قرار گرفته بود.

در آستانه ۳۰ خرداد روز جهانی زندانیان سیاسی هستیم و حکومت جمهوری اسلامی که ۴۱ سال انواع خشونت، شکنجه، زندان را به  انسان ها و فعالین اعمال کرده، نه تنها با وجود شیوع کرونا در ایران، در این احکام و جنایات خود کم نکرده بلکه روز به روز به آن می افزاید. 
انقلاب زنانه خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط تمام زندانیان سیاسی بوده و همچنین باید تمام زندانیان به مرخصی اعزام شوند.

زن ناموس هیچ کس نیست

دهها هزار مورد پرونده خشونت علیه زنان و کودکان تنها ظرف یکسال


 بر اساس اعلام رئیس سازمان پزشکی قانونی، طی سال گذشته ۸۵ هزار و ۴۲۰ مورد گزارش همسرآزاری، ۲ هزار و ۴۸۸ پرونده مربوط به کودک آزاری و ۹ هزار و ۸۸۴ پرونده در حوزه قصور پزشکی تشکیل شده است. وی افزود: “داد زدن، فحش دادن، انداختن بار زندگی روی دوش همسر، حصار کشیدن دور همسر، تحقیر، بداخلاقی، انعطاف‌ناپذیری و علل فرهنگی و فقر فرهنگی از مصادیق همسر آزاری است”.

ارائه آمار بالا به خودی خود نمایش دهنده وضعیت اسفباری است که جمهوری اسلامی برای زنان و کودکان خلق کرده است. تنها طی هفته‌های اخیر، خشونت علیه زنان، همسر آزاری و قتل‌های ناموسی ابعاد وسیعی را به خود گرفته است، اما همزمان با وقوع قتل های اخیر ناموسی در کشور موج عظیمی از جامعه در مقابله با این گونه آزارها و خشونت ها برخاسته و علیه این گونه رفتارها مبارزه کردند.

 تا زمانی که خشونت علیه زنان در ایران قانونی و حکومتی است، همچنان جامعه شاهد چنین آماری از خشونت ها می باشد. تنها راه مقابله با این گونه خشونت ها و قتل‌های ناموسی حذف قوانین اسلامی، نرینه سالار و زن ستیز است و دسترسی به چنین پیشبردی تنها با سرنگونی جمهوری اسلامی امکانپذیر می باشد.

🚩 #دادخواهی و کیفرخواست علیه چهل سال جنایات سازماندهی شده جمهوری اسلامی علیه زنان را می توانید در لینک زیر امضا کنید:
https://goo.gl/qTP3Qn
به کارزار #من_در_ایران_نمیتوانم_نفس_بکشم بپیوندید
#ICantBreathe
#ICantBreatheinIran

خوشابحال آنان که مسکینند اما  دستان تو را در دست دارند. خوشابحال آنان که نمی دانند فردا روزی خواهند داشت یا نه، اما می دانند که با تو جاودانه زندگی خواهند کرد. خوشابحال آنان که در این دنیا دل به کسی ندادند تا دل شکسته شوند، اما با قلب تو پیوند خورده اند، با قلبی که نه تنها تو را دل شکسته نمی کند بلکه در دلشکستگی، خود مرحم می شود.

 نمی دانیم تا کی فرصت داریم تا به تو خدمت کنیم و در این دنیا توشه جمع کنیم، اما می دانیم که تو همه چیز را در دست داری و نمی گذاری ما با دستان خالی در نزد تو بیاییم.

هیچ کس عظمت تو را نمی داند، تو خدای شگفتیها هستی….آمین🙏🏻❤️

۱۳۹۸ اسفند ۲۵, یکشنبه

۱۳۹۸ آبان ۱۹, یکشنبه

صداي خداوند


تقریبا 98 درصد مردم این موضوع را که خدا با ما حرف میزند را باور ندارند.حتی درصد بالایی از ایمانداران هم این موضوع را رد میکنند.
زمانیکه ما با خدا حرف میزنیم همه صداهای اطراف را می شنویم ،صدای افراد،صدای باد وموج دریا و حتی صدای سکوت را.این به ما نشان میدهد که یک جای کار ما ایراد دارد؛ چون خدا واقعا با ما حرف می زند.
خدا انسان را آفرید تا با او مشارکت داشته باشد.او از روز ازل با ما حرف می زد.کتاب مقدس در رابطه با تاریخچه زنده خدا با ما می گوید: "در آن تاریکی مطلق خدا حرف زد و روشنایی به وجود آمد." یعنی خدا صدا زد و روشنایی به وجود آمد ، خدا صدا زد و آسمان به وجود آمد ؛ خدا صدا زد وزندگی به وجود آمد.
بعد خدا گفت انسان را شبیه خودم بسازیم، او را از خاک درست کرد و از روح خود در آن دمید، خدا از صدایش استفاده کرد نه از دستهایش ؛ او گفت وانجام شد.
به خواست خدا انسان آفریده شده جسمی شد که صدا داشت و می توانست افکاری را که در ذهن دارد را با حرف بیان کند.خدا از آفرینش آدم و حوا خوشحال بود و با آنها حرف میزد تا اینکه انسان یاد گرفت که به صداهای دیگر هم گوش دهد ودر این میان با صدای مار(شیطان ) هم آشنا شد. حالا دیگر فقط صدای خدا نبود بلکه صداهای اطراف هم بود واینکه انسان تشخیص دهد کدام یک صدای خداست ، کاری شد بس دشوار.
از زمانیکه مار موفق به نافرمانی حوا شد؛ صدای خدا یکی از صداهای موجود در طبیعت شد. از آن روز شاید هفته ای یک صدا اضافه شد بعد روزی یک صدا ؛ و اکنون ثانیه ای یک صدا . و در زمان ماکه میلیونها صدا در گوش داریم چقدر بیشتر باید تلاش کنیم و روی شنوایی خود کار کنیم که بتوانیم صدای خدا را بین آنها تشخیص دهیم.
بعد از سرپیچی حوا ؛ ترس بوجود آمد که به هیچ عنوان نقشه خدا نبود وبا گناه به انسان وارد شد.
انسان بر اثر گناه نه تنها از خدا ؛ بلکه از تمام طبیعت و مخلوقات دور شد.اما خدا انسان را برای حکومت بر بقیه جانداران انتخاب کرده است.او می خواهد ما دلسوزی اش را بفهمیم و برای این کار باید صدایش را بشناسیم.اما چگونه؟؟
ما باید کلام خدا را خوب بدانیم.یعنی خوانده باشیم وبلد باشیم تا هیچ صدای دیگری نتواند ما را گول بزند.
صدای خدا قوی ؛ محکم و استوار؛نرم و لطیف و ملایم است ،در صدایش عدالت و راستی موج می زند و به ما قوت قلب می دهد.
وقتی ما دعا می کنیم؛ خدا در افکارمان با ما حرف میزند و فکر ما را به قدرت خویش باز می کند. ما باید در صحبت کردن با خدا تمرین داشته باشیم نه اینکه در اثر باور نکردن فراموشش کنیم.کسیکه هر روز این کار را انجام می دهد چقدر برایش تشخیص آسانتر است ؛بعد از هر دعا صبر کنید ؛ فرصت دهید تا او هم حرف بزند ، حتما صدایش را خواهی شنید.
 صدای خدا پر قدرت و با شکوه است.(مزامیر 29)


مفهوم نجات در مسيحيت


در اول قرنتیان 15 : 1 - 4  : ای برادران، اکنون میخواهم مژدۀ را که قبلاً به شما اعلام کرده بودم و شما قبول نمودید و در آن پایدار هستید، به یاد شما بیاورم. اگر در آن محکم باشید، بوسیلۀ آن نجات می یابید، مگر اینکه ایمان شما واقعی نباشد. آنچه را که به من رسیده بود، یعنی مهمترین حقایق انجیل را به شما سپردم و آن اینست که مطابق پیشگویی های تورات و نوشته های انبیا، مسیح برای گناهان ما مُرد و دفن شد و نیز مطابق نوشته ها، در روز سوم زنده شد.

اعتقاد و ایمان مسیحی در این آیات مشخص است، آنچه که مسیحیت را در مقایسه با ادیان دیگر متمایز میسازد اینست که، مسیحیت بیش از آن که در رابطه با مراسم مذهبی باشد، در مورد یک مشارکت و رابطۀ شخصی بحث میکند.

شخص مسیحی به جای آنکه خود را مجبور به اطاعت از امر و نهی های مذهبی نماید، این هدف را   دنبال میکند که رابطۀ بسیار نزدیک و صمیمانه با خدای پدر داشته باشد. ایجاد این رابطه تنها حاصل کار عیسی مسیح و عملکرد روح القدس در زندگی ایمانداران است.

مسیحیان ایمان دارند که هدف خدا از آفرینش انسان این بوده است تا انسان با خدا رابطه داشته باشد، اما گناه، تمام بشریت را از خدا جدا ساخت ( رومیان 3 : 23 و 5 : 12 ). مسیحیت تعلیم میدهد و مسیحیان ایمان دارند که عیسی مسیح خدای کامل وانسانی بی عیبی بود که بر این جهان خاکی قدم نهاد ( فلیپیان 2 : 6 الی 11 ) و بر صلیب جان داده پس از مرگ مدفون و روز سوم از مردگان برخاست و حال به دست راست خدای پدر نشسته تا برای ایمان داران شفاعت کند ( عبرانیان 7 : 25 ).

پیام مسیحیت، اعلام این  حقیقت است که مرگ عیسی به روی صلیب برای پرداخت جریمۀ گناۀ تمام بشر کافی بوده و این همان عاملی اصلی است که رابطۀ گسیخته شده بین خدا و انسان را باز سازی میکند (عبرانیان 9 : 11 تا 14 و 10 : 10 ) ( رومیان 6 : 23 و 5 : 8 ). انسان برای اینکه نجات پیدا کند و به این رابطۀ احیا شده دست یابد، باید ایمان داشته باشد به کاری که عیسی مسیح بر روی صلیب به کمال رسانید. به اینکه مسیح به جای او مُرد و با مرگ خویش جریمۀ گناهان وی را پرداخت و بعد از سه روز از مرگ قیام کرد. اگر ایمان بیاورد، آن شخص نجات یافته است.

هیچ کس قادر نیست نجات را برای خود حاصل کند، در واقع هیچکس نمیتواند آنقدر نیکو و بی گناه باشد که بتواند خدا را خوشنود سازد، زیرا همۀ ما گنهکار هستیم ( اشعیا 64 : 6 - 7 و 53 : 6 ) علاوه بر این چون مسیح، آنچه را که برای نجات ما لازم بود بطور تمام و کمال انجام داد، نمیتوان چیزی بر آن افزود به همین دلیل هنگامیکه بر روی صلیب جان خود را فدا میساخت فرمود : تمام شد ( یوحنا 19 : 30 ) .

همان گونه که هیچ کس قادر نیست بواسطۀ اعمال نیک خود را نجات دهد، هیچ عاملی نیست که شخص نجات یافته را از نجاتیکه با ایمان، دریافت کرده است محروم سازد باید همیشه به خاطر داشت که عمل نجات، کار به کمال رسیدۀ است که با مرگ مسیح فراهم شد. پس در عمل نجات، فاعل مسیح است و مفعول شخص نجات یافته، یعنی دریافت کنندۀ این نجات عظیم.

 یوحنا 10 : 27 - 29 میگوید : گوسفندان من صدای مرا میشنوند و من آنها را میشناسم، و آنها بدنبال من می آیند من به آنها زندگی ابدی می بخشم و آنها هرگز هلاک نخواهند شد و هیچ کس نمیتواند آنها را از دست من بگیرد. پدری که آن ها را به من بخشیده است از همه بزرگتر است و هیچکس نمیتواند آنها را از دست پدر من بگیرد. شاید عده ای اشتباهاً تصور کنند : یک بار و برای همیشه نجات یافتم و حال میتوانم هر طوری که بخواهم زندگی کنم و هر گناهی را انجام دهم و ... و هیچ چیزی نمیتواند نجات را از من بگیرد، ولی باید بخاطر داشت، هنگامی که شخص نجات می یابد، از فرمانبرداری طبیعت کهنه و گناه آلود خویش آزاد میشود، او در واقع شخص آزادیست که میخواهد مشتاقانه در رابطۀ نزدیک و صمیمی با خدا رشد کند و تا زمانیکه ایماندار بر روی زمین زندگی میکند، همواره وسوسه میشود تا گناه کند.

در رابطه بین انسان و خدا، گناه همواره به صورت دیوار عمل میکند. اگر فردی در گناه زندگی میکند و به آن ادامه میدهد، از روابطی که  خدا مایل است با او داشته باشد، لذت نخواهد برد و تنها طریقۀ پیروزی بر وسوسه و گناه اینست که ایمانداران خود را به مطالعه و اطاعت از اوامر کتاب مقدس بسپارند و هر روزه تحت ارادۀ روح القدس زندگی کنند.

زندگی تحت ارادۀ روح القدس ، یعنی سر سپردگی و پیروی از رهبری و نفوذ آن در زندگی روزمره. در حالیکه بسیاری از مذاهب پیروانان خود را به اطاعت از یک تعداد قوانین ترغیب میکنند، ولی مسیحیت یعنی رابطۀ شخصی و زنده با خدا، ایمان به عیسی مسیح، که با مرگ بر روی صلیب دَین گناهان بشر را پرداخت و روز سوم از مردگان برخاست. حالا همۀ ما  میتوانیم با خدا مشارکت داشته باشیم، در مسیحیت قادر میشویم تا بر طبیعت گناه آلود خود غلبه کرده، در دوستی و اطاعت از خدا بسر بریم. این است مفهوم واقعی مسیحیت که کتاب مقدس به ما تعلیم میدهد. 

ايمان به خداوند

برای خودت دعا کن که آرام باشی.
وقتی طوفان می آید، تو همچنان آرام باشی تا طوفان از آرامش تو آرام بگیرد.
برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛
آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمان کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.
برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی...
ﺯﻧﺪﮔﻲﻫﻴﭻﮔﺎ ﺑﻪ ﺑﻦبست نمیرسد. کافیست چشم باز کنیم و راههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم. خدا که باشد، هرمعجزه ای ممکن میگردد. ایمان داشته باش که قشنگترین #عشق
نگاه مهربان خداوند به بندگانش است
زندگی را به او بسپار….
و مطمئن باش
که تا وقتی پشتت به خدا گرم است
تمام هراس های دنیا

خنده دار است.... 

۱۳۹۸ مهر ۲۹, دوشنبه

من تاك هستم




عیسی مسیح در یوحنا باب 15 میگوید: من تاک حقیقی هستم و پدر من باغبان است. هر شاخه ای  در من که میوه نیاورد آن را دور می سازد و هر چه میوه آورد آنرا پاک میکند تا بیشتر میوه دهد.

شما  در این داستان سه شخصیت را میتوانید ببینید... اول ،پدر آسمانی که باغبان است و دوم خود عیسی مسیح که تاک حقیقی است و سوم ایمانداران و خادمین که شاخه های فرعی تاک هستند...

اینجا مسیح در پس شخصیت های این داستان نقش خودش ورابطه زنده و هرروزه خود را با شاگردان و ایمانداران و خدای پدر به عنوان باغبان نشان میدهد.
در این داستان هدف مسیح  بازگو کردن رابطه همیشگی و زنده ما با اوست و اینکه این رابطه، در آوردن ثمر در زندگی ما بسیار حیاتی و مهم میباشد. در این رابطه ما هر لحظه از مسیح تغذیه میشویم...

هر ایمانداری باید در زندگی روحانی خود ثمر  بیاورد و مفید باشد و اگر ایمانداری ثمر نیاورد این پیام را میرساند که به مسیح نچسبیده است.

و مهمترین درس دیگر این است که ثمر و میوه ما از  منبع خود مسیح  مستقیم به وجود می اید و یک ایماندار هیچ منبع دیگری جز مسیح برای ثمردهی ندارد و به جز مسیح هر روش و منبعی باعث خشک شدن و مردن شاخه میگردد.

شما به عنوان یک ایماندار به چه چیزی چسبیده اید؟! ایا ثمر میاورید؟! ایا ثمر شما ریشه در خود مسیح دارد؟!

در هر شرایطی تنها به مسیح و کلام خدا بچسبید تا ثمر بیاورید و کار خدای پدر را در زندگی خود محدود نکنید.

دعاي رباني




دعای ربانی دعایی است که عیسی مسیح به شاگردانش در متی 6 : 9-13 ، و لوقا 11 : 2-4 یاد داد .
 متی 6 : 9- 13 می گوید "پس شما به اینطور دعا کنید، ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد. ملکوت تو بیاید. ارادة تو چنانکه در آسمان است بر زمین نیز کرده شود. نان کفاف ما را امروز به ما بده و قرضهای ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می بخشیم. و ما را در آزمایش میاور بلکه از شریر ما را رهایی ده زیرا ملکوت و قوت و جلال تا ابدالاباد از آن تست. آمین". خیلی از مردم دعای ربانی را اشتباه می فهمند و فکر می کنند که این دعایی است که باید آنرا لغت به لغت تکرار کنیم. بعضی از مردم دعای ربانی را بعنوان یک فرمول سحرآمیز استفاده می کنند، مثل اینکه این لغات خود بخود اثر و قدرت خاصی روی خدا دارند.

کتاب مقدس بر عکس این را به ما یاد می دهد. وقتی دعا می کنیم خدا بیش از هر چیز به قلب ما علاقه دارد تا به لغات ما. "لیکن تو چون عبادت کنی به حجره خود داخل شو و در را بسته پدر خود را که در نهان است عبادت نما و پدر نهان بین تو ترا آشکارا جزا خواهد داد. و چون عبادت کنید مانند امتها تکرار باطل مکنید زیرا ایشان گمان می کنند که بسبب زیاد گفتن مستجاب می شوند" (متی 6 : 6 -7). در دعا، ما باید قلبمان را به حضور خدا ببریم (فیلیپیان 4 : 6-7 )، نه اینکه فقط کلمات حفظ کرده را برای خدا تکرار کنیم.

دعای ربانی باید بعنوان نمونه و یک الگو استفاده شود، که چگونه باید دعا کرد. این دعا به ما مواد لازم را می دهد تا با آن به دعا برویم. این دعا را می توان اینطور تجزیه کرد.
 "ای پدر ما که در آسمانی" به ما یاد می دهد که دعاهایمان را پیش چه کسی ببریم، پدرمان.
 " نام تو مقدس باد" به ما می گویدکه خدا را بپرستیم، و او را برای آنکسی که هست بستاییم.
  "ملکوت تو بیاید، اراده تو چنانکه در آسمان است بر زمین نیز کرده شود" به ما یادآوری می کند که ما باید برای انجام نقشه خدا در زندگی هایمان و در این دنیا دعا کنیم نه برای انجام نقشه های خودمان. ما باید برای انجام اراده خدا دعا کنیم، نه برای خواسته های خود.
 "نان کفاف ما را امروز به ما بده" ما تشویق می شویم که از خدا بخواهیم نیازهای ما را به ما بدهد.
 " قرضهای ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می بخشیم" به ما یادآوری می کند که گناهانمان را به خدا اعتراف کنیم و از آنها برگردیم، و همچنین دیگران را ببخشیم چنانکه خدا ما را بخشیده است. نتیجه دعای ربانی این است که "و ما را در آزمایش میاور بلکه از شریر ما را رهایی ده" که در خواست کمک برای بدست آوردن پیروزی بر گناه است و درخواستی برای محافظت از حمله دشمن.

پس ، دعای ربانی دعایی نیست که آنرا حفظ کنیم و برای خدا تکرار نماییم. فقط یک نمونه ایست که چطور باید دعا کنیم. آیا اینکه دعای ربانی را حفظ کنیم، اشکالی دارد ؟
که نه! آیا اشکالی دارد که دعای ربانی را برای خدا بخوانیم؟ نه اگر قلبتان در آن باشد و واقعا منظورتان از کلمات همان باشد. بیاد داشته باشید، در دعا خدا بیش از هر چیزی علاقمند به ایجاد برقراری رابطه با ماست و اینکه کلمات از ته قلبمان بیرون بیایند نه فقط لغات خاصی که استفاده می کنیم.
 فیلیپیان 4 : 6-7 می گوید "برای هیچ چیزغصه مخورید ،در عوض برای هر چیز دعا کنید و هر چیزی که لازم دارید به خدا بگویید و فراموش نکنید که برای جواب دعاها از او تشکر نمایید. و سلامتی خدا که فوق از تمامی عقل است ، دلها و ذهنهای شما را در مسیح عیسی نگاه خواهد داشت."